مقدمه

مشاوره مدیریت را در هر نوع و مقیاس سازمانی و در مورد هر نوع مسئله قابل‌طرح، می‌توان مورد استفاده قرار داد. در یک دیدگاه کلی، مشاوره‌ها را می‌توان به دو دسته مشاوره شخصی(Personal Counseling) و مشاوره‌ شغلی (Career Counseling) تقسیم‌بندی کرد. در مشاوره‌های شخصی، هدف رفع مشکلات روحی و روانی یک شخص و در مشاوره‌های شغلی هدف رفع مشکلاتی به‌منظور افزایش کارایی و اثربخشی یک سازمان است. مشاوره‌های شغلی خود انواعی دارند:

مشاوره‌های متداولی که در یک سازمان انجام می‌شوند به الف) مشاوره‌های مربوط به پذیرش و یکپارچه‌سازی  (خوش‌آمدگویی و جامعه‌پذیری کارکنان جدید)، ب) مشاوره‌های شخصی (حل مشکلات شخصی کارکنان)، ج) مشاوره‌های انضباطی/تربیتی (قوانین و استانداردهای سازمان) و د) تشویق و تمجید (اصلاح رفتار کارکنان) است.

انواع مشاوران مدیریت ازنظر منشأ

مشاوران مدیریت را می‌توان به سه حوزه وسیع از مشاوره تقسیم کرد؛ مشاوران استراتژی، مشاوران سازمانی و مشاوران تغییر و تحول. درواقع این مشاوران مدیریت ازنظر منشأ متفاوت هستند. به این معنا که جریان مشاوران استراتژیک مدرن از اقتصاد شاخه گرفته و یک رویکرد از بالا به پایین شامل تائید اجرای استراتژی توسط مدیران ارشد می‌باشد. مشاوران سازمانی ریشه در روانشناسی دارند و رویکرد از پایین به بالاست؛ مشاوران تغییر و پیوند نزدیکی با مشاوره سازمانی دارند. بااین‌حال، مشاوران مدیریت امروزی به‌طور فزاینده‌ای شامل مدیریت اجرا و تغییرات هستند و سه جریان به‌طور فزاینده‌ای به هم گره‌خورده‌اند.

در یک تقسیم‌بندی دیگر، مشاوران مدیریت را این‌گونه تقسیم‌بندی کرده‌اند.

الف) مشاوران درون و برون سازمان (Internal and External Consultants)

  مشاوران درون سازمان با بازنگری و مفهوم‌سازی فرایند تحول و تجارب حاصل از آن، کار مدیریت و رهبری تحول را که بیشتر کارآفرینی و رهبری اجرایی است، مورد ارزیابی قرار می‌دهند و با ارائه بازخور به مدیریت کمک می‌کند تا به‌موقع اصلاحات لازم را اعمال کند. مشاوران خارج از سازمان، علاوه بر همکاری با مشاوران درونی، در زمینه ارزیابی، بازنگری و مفهوم‌سازی با تحول در مقایسه و جمع‌بندی تجارب حاصل از تحول در سازمان‌های مختلف به یادگیری سازمان‌ها از تجارب یکدیگر کمک می‌کنند.

بسیاری از سازمان‌های امروزی دارای واحد مشاوره و تحقیق هستند و آن را با نام‌های بخش خدمات مدیریت، بخش سازمان و روش‌ها، بخش تحقیق و توسعه و نظایر آن‌ها می‌خوانند. مارگریسون می‌گوید اکثر سازمان‌ها امروزه مشاوران داخلی را به کار گرفته‌اند. برای مثال یک حسابدار، یک مشاور داخلی است. نقش مشاوران خارجی بسیار تثبیت‌شده و شناخته‌شده است. مشاوران خارجی برای ارائه توصیه‌های فنی مهارت‌های زیادی دارند اما همه آن‌ها به حفظ روابط خوب با مشتری و ارائه رفتار سازمانی مناسب نیاز خواهند داشت. هر مدیری باید درباره بکارگیری مشاوران داخلی و خارجی تصمیم بگیرد به همین منظور باید از قوت‌ها و ضعف‌های هردو آگاه باشد.

نوع مشاوره

مشاوران درون‌سازمانی

مشاوران برون‌سازمانی

مزایا

  • پذیرش از سوی کارکنان سازمان
  • درک سریع‌تر ساختار، فلسفه و جو سازمان
  • در دسترس بودن
  • کم‌هزینه و مناسب برای مسائل نه‌چندان پیچیده
  • تجربه فراوان
  • تفکر واگرا و تفکر همگرا
  • دانش گسترده‌تر
  • نوآور و خلاق

معایب

  • نگاه کلیشه‌ای به مسائل سازمان
  • پنهان کردن یا تحریف مسائل
  • هزینه بالا
  • زمان زیاد برای آشنایی با سازمان و عدم همکاری کارکنان سازمان

 

 

ب) مشاوره دور و مشاوره نزدیک (Arm's length consulting, Arm in arm consulting)

مشاور در طراحی برنامه مشاوره‌ای خود با تکیه بر نوع رابطه خود با متقاضی مشاوره و با تکیه بر حوزه‌های تحقیق در عمل، برنامه‌های کنش و اجرای عمل، دو نوع مشاوره را انجام می‌دهد. در مشاوره از راه دور، مشتری از مشاوره می‌خواهد حوزه‌ای را موردبررسی قرار دهد و آنگاه مشاور را به حال خود رها می‌کند. نتیجه این امر، معمولاً گزارشی است که چند هفته بعد تهیه می‌شود. در زمان بررسی مشکل، ممکن است مشتری و مشاور با هم ملاقات کنند. اما صرفاً در مورد محتوای مأموریت بحث می‌کنند نه فرایند، آنچه اهمیت دارد گزارش نهایی است.

شیوه دوم، مشاوره از نزدیک است که مشاوره تنگاتنگ می‌نامند. در این نوع مشاوره، مشتری و مشاور برای تعیین موضوعات، شیوه‌ها، اطلاعات، تحلیل و اقدامات عملی لازم، با هم کار می‌کنند. ممکن است هرگز گزارش نهایی در کار نباشد. البته به این معنا نیست که به‌طور پیوسته در سازمان با یکدیگر کار کنند، بلکه حین کار از طریق تماس‌های تلفنی، مبادله یادداشت‌ها و برگزاری جلسات مرتب و منظم ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.

 

مولف :  خانم فاطمه زرگران


مطالب مرتبط