مقدمه

یکی از چالش هایی که مدیران SCM با آن درگیر هستند، تحویل به موقع کالا یا به اصطلاح عموم خوش قول بودن است. بسیار اتفاق می افتد که واحدهای فروش و بازاریابی از بدقولی اعضا SCM شکایت دارند و دائما آنها را متهم به بی نظمی و بی برنامگی می کنند. در مقابل، مدیران SCM گاهی پاسخ ندادن یا پاسخ مبهم دادن را به عنوان یک اقدام تدافعی برمی گزینند تا در صورت انحراف از موعد مقرر تحویل، مورد شکایت واقع نشوند. هدف این نوشتار، توضیح دلایل این بی نظمی و ارائه راهکاری برای غلبه بر آن است.

واژه های کلیدی

OTD: On Time Delivery

Lead Time: زمان پیشبرد (مدت زمانی که برای انجام یک فعالیت در زنجیره تامین لازم است)

تعریف OTD

OTD یا On Time Delivery یکی از شاخص های معروف اندازه گیری عملکرد در مدیریت زنجیره تامین است. این شاخص، همانگونه که از نامش پیداست به تحویل به موقع کالا اشاره دارد. 

 

 

 

عوامل موثر بر OTD

در تعریف مدیریت زنجیره تامین کالا گفته می شود "مدیریت زنجیره تامین کالا یعنی هماهنگ سازی تمام فعالیت هایی که کالای مناسب را در زمان مناسب و با قیمت مناسب به دست متقاضی می رسانند. بنابراین، تحویل کالا در زمان مقرر یکی از عوامل تعیین کننده کیفیت مدیریت زنجیره تامین است. پس برای یک مدیر زنجیره تامین ضروری است که تمام عوامل موثر بر زمان تحویل کالای موردنظر خود را بشناسد، تاخیرها و تعجیل های احتمالی را پیش بینی کند و برای پیشگیری یا جبران آنها برنامه داشته باشد.

در مدیریت زنجیره تامین سه جریان اصلی وجود دارد. این سه عبارتند از: جریان مواد، جریان اطلاعات و جریان نقدینگی. علاوه بر اینها، دو عامل مهم تعاملات درون سازمانی و عوامل برون سازمانی بر سرنوشت کالای موردنظر تاثیر دارند.

  • 1-جریان مواد

    در یک زنجیره تامین کامل، مواد از سطوح بالادستی زنجیره یعنی تامین کنندگان مواد اولیه با یک حرکت رو به جلو جریان پیدا می کند و پس از طی مراحل تولید به تدریج تکامل یافته و در نهایت به صورت محصول نهایی به دست متقاضی می رسد.

    علاوه بر مواد، ماشین آلات و تجهیزاتی که در این تغییر و تبدیل نقش دارند نیز در زمره مواد به حساب می آیند.

    ایستگاه هایی که مواد از آنها عبور می کند شامل تامین کنندگان مواد اولیه، شرکت های بازرسی، ناوگان  حمل و نقل، سازمان های دولتی مانند گمرک، اداره استاندارد یا سایر سازمان های مجوزدهنده، کارخانه، انبار شرکت، انبارهای نمایندگان فروش و قفسه های فروشگاه ها هستند. میزان سرعت عمل در هر یک از این ایستگاه ها، بر زمان تحویل کالا اثر می گذارد.

  • 2-جریان اطلاعات

    برخلاف مواد که از بالای زنجیره به سمت پایین زنجیره حرکت می کند، اطلاعات حرکتی دوسویه دارد. اطلاعات ابتدا از پایین ترین سطح زنجیره تامین یعنی آنجا که با مصرف کنندگان کالا در ارتباط است، حرکت کرده، طی فرایندی خاص به شکل یک "برآورد تقاضا" به سطوح بالای زنجیره می رسد. سپس، بعد از تعدیل توسط تصمیم گیرندگان و متناسب سازی با قابلیت تامین، این بار به شکل یک "برنامه عرضه" یا "سفارش خرید" و در جهت عکس، یعنی از بالا به پایین شروع به حرکت می نماید.

    علاوه بر سرعت حرکت اطلاعات، درجه درستی آن اهمیت فوق العاده ای دارد. یک انحراف کوچک در برآورد تقاضا، انحرافات بزرگی را در سطوح بالای زنجیره یعنی در "برنامه عرضه" ایجاد می کند.

     

  • 3-جریان نقدینگی

    نقدینگی همواره به عنوان یک حامی، جریان مواد را حمایت می کند. تامین مالی به موقع موجب سرعت گرفتن و کمبود پول در اغلب موارد باعث تاخیر یا حتی توقف در حرکت مواد می شود.

     

  • 4-تعاملات درون سازمانی و برون سازمانی

    از آنجا که همیشه یک سر قضیه به منابع انسانی وصل است، میزان و کیفیت همکاری افراد درگیر در طول زنجیره با یکدیگر و همینطور تعامل آنها با واحدهایی که نقش پشتیبانی کننده دارند، می تواند تاثیر بسزایی در سرعت حرکت هر سه جریان فوق الذکر داشته باشد.

    همچنین، روابط سیاسی کشورها، روابط شرکت ها با هم، روابط شرکت با دولت، مقررات و قوانین دولتی، روندهای اجتماعی فرهنگی- اقتصادی در زمره عواملی هستند که متاسفانه خارج از کنترل اما بشدت موثر بر میزان خوش قولی ما در زمان تحویل کالاست.

     

  • 5-طول زنجیره تامین

هر قدر زنجیره تامین طولانی تر باشد، مواد، اطلاعات و پول باید از ایستگاه های بیشتری عبور کنند. همچنین هماهنگی های نیروی انسانی دشوارتر است. یک زنجیره تامین کم واسطه از سرعت عمل بیشتری در تحویل کالا برخوردار است.

 

 

پنج مورد یاده شده بر یکدیگر اثر متقابل دارند. اغلب در هر ایستگاه اثرات هر 5 مورد قابل مشاهده است. بعنوان مثال، اولین ایستگاه زنجیره تامین یعنی تامین کنندگان مواد اولیه را در نظر بگیرید. یک تامین کننده به منظور برنامه ریزی صحیح تامین، باید حداقل به سوالات زیر پاسخ دهد:

  • 1-مقدار موردنیاز مواد اولیه برای تامین سفارش مورد نظر چقدر است؟
  • 2-آیا این مواد به مقدار کافی در دسترس است؟ اگر نیست آیا امکان تهیه آن وجود دارد؟ اگر وجود دارد چقدر طول می کشد تا مواد تهیه شود؟ اگر امکان تهیه مواد در زمان لازم وجود ندارد، آیا می توان از مواد جایگزین استفاده کرد؟
  • 3-آیا کیفیت مواد موجود مناسب است؟ در غیر اینصورت چقدر طول می کشد تا آنها را جایگزین کنیم؟
  • 4-آیا قیمت مواد مناسب است؟ چقدر زمان لازم است تا مواد را با قیمت مناسب تهیه کنیم.
  • 5-برای تهیه مواد چقدر پول لازم است؟
  • 6-آیا نقدینگی کافی برای تامین مواد وجود دارد؟ آیا امکان خرید اعتباری مواد اولیه وجود دارد؟ در غیراینصورت، از چه منابعی می توان پول مورد نیاز را تامین کرد؟ چقدر طول می کشد تا این پول تهیه شود؟ در صورت خرید اعتباری، تاثیر آن بر قیمت مواد چه خواهد بود؟
  • 7-آیا هماهنگی لازم میان افراد درگیر در این فرایند وجود دارد؟ سرعت انتقال اطلاعات میان افراد مناسب است؟ آیا همه آنها تصور درستی از هدف دارند؟ در صورت نیاز، چه راهکارهایی وجود دارد که از بروز ناهماهنگی های احتمالی پیشگیری کنیم و از چه زمانی باید شروع کنیم؟
  • 8-قوانین و مقررات دولتی (بازرگانی و غیره) مرتبط با فرایند موردنظر کدامند؟ آیا این قوانین به تازگی تغییر کرده اند؟ چه مجوزهایی باید اخذ گردد؟ چقدر طول می کشد تا این مجوزها اخذ شود؟ از نظر سیاسی اجتماعی اقتصادی چه شرایطی بر کشور حاکم است؟ آیا احتمال تغییر قوانین به گونه ای که بر تامین مواد اثر بگذارد، در آینده نزدیک وجود دارد؟ پیش بینی ما از تاثیرات احتمالی آنها بر زمان پیشبرد چیست؟

شاید شما بتوانید سوالات مهم دیگری را به فهرست بالا اضافه کنید.

پس از پاسخگویی به سوالات فوق، تامین کننده موظف است پیش بینی خود را از زمان پیشبرد هر فعالیت ثبت نماید. برای این منظور اطلاعات تاریخی (اطلاعات مربوط به سفارشات گذشته) می تواند بسیار کمک رسان باشد. بخصوص در صورتی عوامل برون سازمانی نسبتا ثابت و بدون تغییر باشند، اتکا به تجربیات گذشته بسیار منطقی است.

لازم است این رویه برای تمام ایستگاه های زنجیره تامین طی شود.

پس از طی این مرحله و برآورد زمان پیشبرد در هر ایستگاه ، مدیر زنجیره تامین زمان های پیشبرد را با هم جمع زده و زمان کل پیشبرد سفارش موردنظر را تخمین می زند. بر این اساس، نه تنها اطلاعات روشن تری درباره زمان تحویل کالا به مشتری خود ارائه می دهد، بلکه در صورتیکه سناریوهای درستی را برای مدیریت نقاط بحران زا تعریف کرده باشد، انحراف بسیار کمتری را نیز نسبت به آنچه که قول داده است، تجربه خواهد کرد.   

 

 

 

نتیجه

با تحلیل درست فعالیتها در هر مرحله از فرایندهای زنجیره تامین و برنامه ریزی دقیق، می توانیم پیش بینی درستی از زمانهای پشبرد (Lead Time) داشته باشیم. در نتیجه، اطلاعات روشن تر و دقیق تری را  در مورد موعد تحویل کالا به مشتری خود ارائه می دهیم.

هر چه طول زنجیره تامین کمتر باشد، وقت و انرژی کمتری برای تحلیل و پیش بینی زمان پیشبرد صرف می شود.

نویسنده:سرکار خانم گلنوش نرسی

ایمیل : golnooshnersi@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مطالب مرتبط